تبلیغات
فانوس شب - درسی که مرحوم کافی به یک بی‌حجاب داد

فانوس شب
 
امام صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشت فرمود:حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد. می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.

برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش) گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟  بردار یکی بشینه. نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!

گفتم: این خانم ماست. گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟ همه خندیدند.

گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم. یهو یه چیزی به ذهنم رسید. بلند گفتم: آقای راننده! زد رو ترمز. گفتم: این چیه بغل ماشینت؟ گفت: آقاجون، ماشینه!  ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!

گفتم: چرا؟! دیدم. ولی این چیه روش کشیدن؟ گفت: چادره روش کشیدن دیگه! گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟ گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم! چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ، انگولکش نکنن ، خط نندازن روشو …

گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟ گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن. این ماشین عمومیه!  کسی چادر روش نمی کشه! اون خصوصیه روش چادر کشیدن!

“منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم”.

منبع:www.nasr40.blogfa.com





طبقه بندی: حجاب، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مهر 1393 توسط farid bibak
لوگوی دوستان
لینک دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای فانوس شب محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.